هنوزم چشم سیاهت یادم میاد
...مقاله های هنری,ادبی,طنز,و Paper art, literature, humor, and...

سوال پسرم در نوع رفتار فوتبالیستها (نصرتی وشیث) در روز بعد
از مسابقه داماش با پرسپولیس بود که: آخه اینا بدون اجازه مادر
وپدرشون به اجاق گاز دست زده بودند نه نه نه نباید این کارو ...
بکنند.
نمیدانم کسی که این موضوع را اینگونه رسانه ای کرده واقعا" چه
حدف وقصدی داشته؟! البته شاید کار خود رسانه بوده که این روزها
مبالغ اختلاس در بانکهای ایران را هم روز به روز بیشتر وبیشتر آشکار
می نماید.
واقع در خیابان سهروردی رفتم . بعد از کلی ارایه مستندات وکپی از آنان
پرونده ما نیز به جریان افتاد. قرار شد بعد از پرداخت حق بیمه تیر ماه توسط
سازمان برای دریافت برگه پرداخت حق بیمه به آن شعبه بروم. اما بعد از
مدتی برگه توسط پست به نشانی منزل بنده ارسال شد. در ابتدا کلی
خوشحال شدم که دیگر لزومی به رفتن در شعبه ندارم و اینجوری از سفرهای
غیر ضروری هم کاسته می شود. اما غافل از آنکه دیگر برای پرداخت حق بیمه
سنوات سربازی اداره محترم تامین اجتمایی هیچ گونه تسهیلی قایل نیست
واینجانب باید همه مبلغ را تا پایان آبان ماه پرداخت نمایم.واین هم حکایت ما در
ماه سرد پاییزی که با یا بی مه است.
نمايش "پنجره فولاد " به کارگرداني سيد جواد هاشمي که در يکي دو سال اخير اجراهاي مختلفي رادرمناسبت ها و زمان هاي مختلف از سر گذرانده، مدتي است ديگر بار در فرهنگسراي خاوران به
روی صحنه رفته و با استقبال خوب مردم روبرو شده است داستان اين نمايش به حضور يک جانباز با بازي (اکبر عبدي) و تعدادي زائر ديگر در حرم امام رضا(ع) و در روز عاشوراي خونين مي پردازد. روزي
که تروريست ها در اقدامي ددمنشانه با انفجار بمبي در حرم آن امام همام اوج قساوت خود را به منصه ظهور نشاندند و جنايتي سياه را در حرم امام رئوف القلب و ضامن آهو رقم زدند و دهها زائر عاشق و بي گناه را به شهادت رساندند.
حضور بازیگران مطرح همچون اکبر عبدی در این نمایش را باید از نقاط قابل توجه درامر استقبال خوب،
والبته رایگان نمایش در خاوران دانست.
اجرای قابل قبول این نمایش نشان از قدرت خوب و هنرمندانه کارگردان از نظر جذب سرمایه وهم هدایت
مناسب بازیگران دارد. دکور ،نور ،افکت و جلوه های بصری وصوتی همه به درستی در خدمت قصه وعوامل
نمایش است.
این بار باهمکاران سازمانی به درکه وجنگل کوچکی در ارتفاعات آن رفتیم
فارغ از همه چیز(گرانی سکه،گرانی دلار،توطئه جریان انحرافی و...)جایی
با صفا ودلنشینی است برای فرار از این زندگی ماشینی.
خاطرات گلنساء عنوان نمایشی است که با بازی هنرجویان کانون نمایش جهاندیگان
در فرهنگسرای امید آماده شده است.
متن وکار آن از خودم است که برگرفته از قصه ی میهمانان نا خوانده می باشد.
این نمایش در تاریخ ۲۹/تیر/۱۳۹۰ در سالن خیام فرهنگسرای امید اجرای عمومی دارد.
ورود برای همه ی دوستداران هنر نمایش آزاد است.
در این محفل همه علاقه مندان شعر میتوانند با حضور خود گرما بخش این حرکت فرهنگی باشند.
دراین محفل ادبی که با حضور استاد رضا عبدالهی (شاعر وترانه سرای معاصر) برگزار میگردد،هر
هفته روزهای یکشنبه ساعت ۱۶الی۱۸ در سالن خیام واقع در فرهنگسرای امید به نشانی:
میدان امام حسین ،خیابان ۱۷شهریور،خیابان خشکبارچی،پارک خیام است.
اولین جلسه ۱۲/۴/۹۰ راس ساعت تعیین شده برگزار می گردد.
خیلی از جاههای دیدنی و کوههای اطراف تهران را با همکاران مناطق
دیگر سازمان ببینیم:هملون در۱۹خرداد

دشت شقایق ولار در۵خرداد

جشمه های ایگل در۲۹اردیبهشت

چهل چشمه درکه۲۲اردیبهشت

برای اینکه هم رفاه سازمان وهم همکاران چشم نخورند لطفا" صلوات بفرستید.
دیدن آثار کیارستمی بویژه عکس های او به آدم بخت آرامش، و علاقه ی بیشتر به انسان و طبیعت را می دهد. او از هر عکس بیش از پنج نسخه چاپ نمی کند تا خریداران آثار او در حد انگشتان دست باقی بمانند. آدم هایی که پاره ای از هنر ستودنی عباس کیارستمی را در کنار و چشم انداز خانه و محل کار خویش دارند. هنری که هر چه زمان بگذرد بر ارزش هنری و مادی آن ها افزوده می شود.
برویم به دیدن عکس های کیارستمی که سر آن ندارند که روایت کنند و قصه بگویند، بلکه آدمی را با خود به لحظه ای دوست داشتنی از طبیعت و دستاوردهای انسانی هنرمند میهمان می کنند.
مراقب قلب ها باشيم
وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم
پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم
وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم
و همچنان تنها می مانیم
هیچ چیز آسان تر از قلب نمي شکند
ژان پل سارتر
گفتم آنچه از خود من ----------- در خور من دیدی نیستم
از نواحی شمال --------- جلگه های سبز و خیسم
مثل بارون سادگیمو ------------ رو تن گل مینویسم
یه سلام گرم دارم ----------- که می لرزونه صدامو
در یای سخاوتم من --------- پر کن از من کوزه هاتو
حس دستای غریبم ----------- حس گندم و برنجه
خونم از خاک و سبزه ---------- دل من صندوق گنجه
آره من شمالی هستم -------- بوی بارون می ده دستم
شهرم از جاییه که دریای پیرش -------- یادگاری از زمانهای قدیمه
جایی که خواستن و خوشبختی و موندن
یه آلونک ، یه چراغ و ، یه گلیمه
جایی که معجزه ساده بارون ---------- عطر نارنجو می بخشه به تن خاک
جایی که دیدنیه صبح و غروبش -------- روی ساحل روی ماسه ها نمناک
آره من شمالی هستم -------- بوی بارون می ده دستم.
علت این راه بندان به سبب بازگشایی نهایی بزرگراه صیاد شیرازی بود،
که بعد عید تا الان هنوز تکمیل نشده و اکثر ماشینها برای رسیدن به نظام آباد و نامجو
مجبور هستند از کوچه ی( ببخشید) خیابان نسبتا" باریک زیبا عبور کنند.
دیروز تقریبا" شش سرباز وافسر راهنمایی رانندگی در این تقاطع مشغول خدمت بودند
که به علت طولانی شدن راه بندان توسط این عزیزان ماشینها ی مسیر رفت از نامجو به انقلاب
شروع به بوق زدن ممتد کردند ولی با واکنش تند یکی از افسران کت چرمی سه ستاره روبرو شدند:
"صدای بوق ماشینهرکسی رو بشنوم تا سی روز ماشین رو میخوابونم" واین جمله را بارها با بغض وشدت
زیاد تکرار کرد ؛ صدای بوغ ماشین نیامد اما راه بعد از چند ثانیه باز شد.
شب وقتی از تلوزیون تکرار قسمتهایی از سریال مختار را میدیدم وقتی واکنش ابراهیم مالک اشتر را در
کوچه ی از شهر کوفه دیدم به یاد راه بندان خیابان زیبا افتادم. در سریال حاکم ظالم توسط ابراهیم به
حق خود رسید .اما...
وسالی بدوراز دورویی
و سالی سرشار ازشادکامی
مبارک باد.
برخی حوادث سریا ل با اتفاقات صد سال اخیر ایران وهم کل
خاور میانه نیز قابل قیاس است:
چگونگی شروع اعلام قیام مختار،شعارهای کوفیان وشیوه ی
مخالفت با طرفداران مختار،نحوه حکومت زیدیان،آتش افروزی
مردم روی بامها برای اعلام شروع قیام مختار،دستگیری مکرر
مختار و...
تا اطلاع ثانوی به علت عدم تخصیص بودجه برگزار نمی گردد.
این خبری است که به هیچ عنوان نمی خواستم در این وب بنویسم
اما در واقع زندگی آن چیزی که فکر میکنیم یا اراده میکنیم نخواهد
شد.به امید روزی که دوباره با دوستان وهرمندان پرچم سوم این
جشن تئاتری را بالا ببریم.
صبح با صدای خش خش جاروی رفتگر ،همسایه طبقه پایین با تکان دادن سر به محل کارش می رفت.
ومن در پنجره وسطی از لای میله های قفس به آواز پرندگان مهاجر گوش می دادم.
فرهاد مهراد در 29 دی ماه سال 1322 در لنگرود گیلان متولد شد. پدرش رضا مهراد، کاردار ایران در کشورهای عربی بود. فرهاد در 8 سالگی به همراه خانواده به تهران برگشت. برادر بزرگ فرهاد ویولن می نواخت و یکی از دوستان برادرش متوجه علاقه فرهاد به موسیقی شد و از خانواده وی خواست تا برای فرهاد سازی تهیه کنند. با اصرار این دوست و برادرش یک ویولن سل برای او خریده و فرهاد تمریناتش را آغاز می کند ولی عمر تمریناتش به سه جلسه فراتر نرفت و دست روزگار ساز او را شکست.
فیلم کپی برابر اصل آقای عباس کیارستمی
با بازی تحسین برانگیز ژولیت بینوش ما را ناگزیر وارد به
دنیای واقعی(اصلی)اکثر آدمها می کند.دنیایی که خانم
بینوش به دنبال آن است ولی در واقعیت چیز دیگری در
اختیار دارد.
در این فیلم خانم بینوش نا خواسته و با
قرار گرفتن در یک موقعیت( با اظهار نظر زن کافه چی)
آقای نویسنده را شوهر خود اعلام می کند و در طول
فیلم این نکته وفکر جدید را واقعی تر از زندگی قبلی و
بدور از عشق خود می یابد واین بازی را تا به آخر ادامه
میدهد.با هم در کنار زوجهای جدید ودر شرف ازدواج
عکس می گیرند ودرکنار زوجهای مسنتر از فلسفه
وهنر زندگی جویا می شوند.از مناظر زیبای ایتالیا
لذت می برند وبا یکدیگر سر عدم درک درست هم
مشاجره می کنند .
قرار است سومین جشنواره تئاتر تک نفره در کانون نمایش م ۱۳و
فرهنگسرای امید با مشارکت مدیریت هنرهای نمایشی
سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران برگزار شود.
تا ۲۱بهمن ۸۹ مهلت دریافت طرح
۲۶و۲۷بهمن بازبینی
۱۰ الی۱۲اسفند برگزاری جشنواره
۱۵اسفند اختتامیه واهداء جوایز
نشانی:میدان امام حسین-خ ۱۷شهریور-خ خشکبارچی-بوستان خیام
فرهنگسرای امید-ت:۳۳۳۰۲۵۹۰
یکی از نکات جالب این جشنواره تغییر مدیر مرکز پس از اجرای دو مرحله
قبل آن بوده است که هیچکدام نیز پاداشی به طراح وبرگزار کننده ی آن
ندادند.
جوایز جشنواره اهداء مبالغ۲۰۰/۱۵۰/۱۰۰هزار تومان دربخشهای مختلف
آن می باشد.