سیاه چشم                                 

هنوزم چشم سیاهت یادم میاد
هنوزم صورت ماهت یادم میاد
بعد اون سفر رویایی...
به همین شهر قریبان...
هنوزم یادم میاد
یادم میاد...
تو به من گفتی
با یارت بمون همیشه
  بی تو تنها اما نمیشه
پیش هم بمونید
برای اشک یه مادر
که هیچوقت تموم نمیشه
هنوزم یادم میاد
یادم میاد...
حالا که دوتامون
مثل  پرنده های عاشق
میمونیم منتظرت
تا بیایی از راه دور
تا بریزی قطره ای رو سنگ گور
هنوزم چشم سیاهت یادم میاد
یادم میاد...