رباعی از خیام
بر چـهره گـل نـسیم نـوروز خـوش است
در صحن چمن روی دل افروز خوش است
از دی که گذشـت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش و زدی مگو که امروز خوش است
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
برخیز و بجام باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروز تماشاگه ماست
فردا همه از خاک تو برخواهد رست
شادی بطلب که حاصل عمر دمی است
هر ذره ز خاک کیقبادی و جمی است
احوال جهان و اصل این عمر که هست
خوابی و خیالی و فریبی و دمی است
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 13:56 توسط محمد حسین یکتا عربانی
|
نوشته های وبلاگ من یاد آور خاطرات گذشته,حال وآینده با استفاده از گونه ها,سبکها وشیوه های هنری می باشد.اسم آن نیز به خاطر باغ پدربزرگی بود که دیگر نیست Reminded me of blog written memoirs , currently using species , art styles are. The name of the garden because the grandfather is not